۰

خبر استانی / رهبری / کل اخبار

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد کنگره شهدای استان چهارمحال و بختیاری

اکتبر 7, 2015 در 11:48 توسط

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد کنگره شهدای استان چهارمحال و بختیاری که در تاریخ 1394/7/13 برگزار شده بود، صبح امروز در مصلای امام خمینی(ره) شهرکرد منتشر شد.

44615_158

به گزارش دریافتی خبرنگار سامانِ بـرتـر و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد کنگره شهدای استان چهارمحال و بختیاری بدین شرح می باشـد:

بسم ‌اللَّه ‌الرّحمن ‌الرّحيم ‌
من خاطره ‌هاى خوبى از چهارمحال ‌وبختيارى دارم. يك سفر در سالهاى دهه ‌ى 60 – زمان رياست جمهورى – رفتم به شهركرد براى تشجيع و تحريص مردم به حضور در جبهه ‌ها؛ اين يك سفر استانى بود كه استانهاى متعدّدى ميرفتيم، ازجمله رفتم شهركرد. خب، همه ‌جا مردم اجتماع ميكردند و تجاوب(1) ميكردند لكن شهركرد در ذهن من همين ‌طور زنده مانده. هوا هم سرد بود – آنجاها هم سرد است – محلّ سخنرانى ما را گذاشته بودند يك جايى كه دو خيابان از آن منشعب ميشد. من همين ‌طور كه نگاه كردم، ديدم تا آنجايى كه چشم كار ميكند، اين مردم در هر دو خيابان با لباسهاى محلّى، با پرچمهاى گوناگون، با آثار حضور واقعى و قلبى – و نه فقط جسمانى – شركت دارند و حضور دارند. به ‌قدرى اين حضور بارز بود و انگيزه ‌ى مردم آشكار بود كه انسان با يك نگاه كردن، خيلى چيزها را ميفهميد از اين مردم و از اين منطقه. من فراموش نميكنم و اين در يادم است. البتّه قبل از آن و بعد از آن هم شهركرد رفته ‌ام و با مردم و با اجتماعات مواجه شده ‌ام لكن آن سفر سفر عجيبى بود و تأثير عجيبى در ذهن بنده باقى گذاشت. يك بار هم قبل از آن، براى ملاقات با تيپ قمربنى ‌هاشم رفتم شهركرد و رفتم مركز تيپ؛ آن هم هرگز از ياد من نميرود. خب، من [ به ‌] مراكز بچّه ‌هاى سپاه [ در] اغلب جاها رفته ‌ام؛ ميرفتيم مى ‌نشستيم حرف ميزديم، بحث ميكرديم. يك جاهايى در بين اين مراكز، يك خصوصيّاتى داشت كه در ذهن انسان باقى ميماند؛ يكى ‌اش همين تيپ قمربنى ‌هاشم شهركرد است كه من يادم نميرود؛ رفتيم آنجا، بچّه ‌هاى بااخلاص، مؤمن، وضعيّت فقيرانه، آنجايى كه اينها داشتند، خيلى وضعيّتِ با امكانات محدود امّا درعين ‌حال انگيزه ‌هاى محكم؛ و رفتيم و ساعتهايى – حالا يادم نيست چند ساعت – با اينها بوديم، ناهار هم با اينها خورديم؛ من با يك احساس بسيار رضايتمندى از آنجا بيرون آمدم.

خب، چيزهايى هم كه آقايان گفتند از سوابق علمى و نظامى و سياسى و مانند اينها، آنها هم همه به ‌جاى خود محفوظ و همه ارزش است. نكته ‌اى كه آقاى نكونام گفتند درباره ‌ى آمدنِ مردم چهارمحال ‌وبختيارى [ به تهران ‌] براى ابراز بيزارى از بختيار،(2) خيلى مهم است. ممكن است مردم شيراز، مردم مشهد، مردم تبريز هم بيايند از بختيار ابراز بيزارى بكنند امّا خيلى فرق ميكند كه مردم بختيارى بيايند از يك فرد سياسىِ شاخص بختيارى كه در مقابل انقلاب و در مقابل امام قرار گرفته، ابراز بيزارى كنند؛ اين نكته مهم است. اين هم كه ايشان گفتند كه مردم توقّع دارند كه آن روز روز شاخصى باشد، درست است، اين واقعاً جا دارد؛ چون در بين عشاير اين وابستگى ‌ها و پيوندهاى عشايرى، چيز كوچكى نيست، چيز خيلى مهمّى است. اينها همان كسانى هستند كه در قضيّه ‌ى مشروطه، بلند شدند از شهركرد – آن ‌وقت ده ‌كرد – آمدند اصفهان و اصفهان را گرفتند و آمدند تهران و كارهاى بزرگى را انجام دادند، بيشتر با پيوندهاى محلّى اين كار را ميكردند؛ يعنى تأثيرات قبايلى و عشايرى بر روى مردم وجود داشت كه حركت ميكردند مى ‌آمدند. امّا همين پيوندها در آنجايى كه پاى دين در ميان است، پاى انقلاب در ميان است، پاى امام در ميان است، بكلّى كم ‌رنگ ميشود و بى ‌خاصيّت ميشود و از بين ميرود؛ اين خيلى چيز مهمّى است. بنابراين خيلى كار بجا و بموقعى است اين بزرگداشتى كه داريد انجام ميدهيد.
به يك نكته ‌اى توجّه كنيد: ما مواجهيم با يك حمله ‌ى همه ‌جانبه ‌ى فرهنگى و اعتقادى و سياسىِ اعلام نشده؛ يعنى شما حالا كه من دارم ميگويم، قاعدتاً از من قبول ميكنيد لكن اطّلاع نداريد از آنچه دارد اتّفاق مى ‌افتد؛ بنده اطّلاع دارم از آنچه دارد اتّفاق مى ‌افتد؛ من دارم ميبينم چه دارد اتّفاق مى ‌افتد؛ لشكر فرهنگى دشمن و لشكر سياسى دشمن با همه ‌ى ابزارهايى كه برايشان ممكن بوده، حمله كرده ‌اند به ما براى سست كردن اعتقادات دينى ما، سست كردن اعتقادات سياسى ما، تقويت نارضايى ‌ها در داخل كشور، جذب جوانها بخصوص جوانهاى فعّال و اثرگذار در سطوح مختلف براى مقاصد خودشان؛ دارند كار ميكنند. خب، در مقابل اينها كارهايى دارد انجام ميگيرد؛ بچّه ‌هاى حزب ‌اللّهى، مردمان  مؤمن، مسئولان باتعهّد كارهاى خوبى دارند انجام ميدهند لكن بيش از اينها بايد در كشور كار بشود. يكى از قلمهاى مهم، همين است كه اين مفاهيم باارزش مثل مفهوم جهاد، مفهوم شهادت، مفهوم شهيد، مفهوم خانواده ‌ى شهيد، مفهوم صبر براى خدا، احتساب للَّه بايد زنده بماند.

خب، البتّه با تظاهرات بيرونى، بخشى از اين مقصود انجام ميگيرد، يعنى من مخالف نيستم با پرده ‌نويسى و تنديس و سرديس و اسم خيابان مانند اينها – اينها چيزهاى خوبى است؛ اينها لازم است، بيش از خوب –  لكن اينها اصلاً كافى نيست؛ اينها يك بخش خيلى كوچكى از آن كارى است كه بايد انجام بگيرد. كار را عمقى انجام بدهيد؛ سعى كنيد اثر بگذاريد بر روى ذهنها؛ مخاطبان خود را اقناع كنيد با سخنان درست خودتان. اين كار، فكر كردن لازم دارد. اصحاب فكر، مردمانى كه داراى قدرت تفكّر هستند و مسائل را ميفهمند، همراه با اصحاب هنر، كسانى كه هنرِ ارائه دارند، هنر تبليغ دارند – از نقاّش و شاعر و فيلم ‌ساز و نويسنده و امثال اينها – بايد همه با هم دست ‌به ‌دست هم بدهند، محصول كار چيزى از آب دربيايد كه بر روى ذهن مخاطبين اثر بكند. يعنى آن توطئه ‌اى را كه الان دارد اجرا ميشود – نه اينكه دارد برنامه ‌ريزى ميشود؛ برنامه ‌ريزى ‌اش خيلى قبل شده؛ الان دارد در كشور اجرا ميشود – خنثى بكند. اين كار، هم به ‌عهده ‌ى دولتى ‌ها است، هم به ‌عهده ‌ى مردمان مؤمن است، هم مسئولين رسمى، هم مسئولين غير رسمى؛ هركسى كه تعهّدى دارد، در اين زمينه بايد فعّاليّت كند. يك قلمِ كار همين كار شما است؛ يعنى كار احياء مفهوم شهادت و ارزش شهادت و ارزش شهيد. در اين جهت ان ‌شاءاللَّه حركت كنيد، خداى متعال هم كمك خواهد كرد.
والسّلام ‌عليكم ‌ورحمةاللَّه ‌

………………………………
1) جواب دادن ‌
2)  اشاره ‌ى حجّت ‌الاسلام والمسلمين محمّدعلى نكونام (نماينده ‌ى ولىّ ‌فقيه در استان چهارمحال و بختيارى و امام جمعه ‌ى شهركرد) به حركت جمعى از مردم استان به سمت تهران و ديدار ايشان با حضرت امام خمينى (قدّس ‌سرّه ‌الشّريف) در نوزدهم بهمن 1357 براى ابراز بيزارى از شاپور بختيار (آخرين نخست ‌وزير رژيم پهلوى)

دیدگاهتان را بنویسید

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *